محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
545
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
تردد اصحاب طغيان پرداختند و چون ضمير مرآت نظير صاحب تاج و سرير از تكرار اعمال قبيحه و تكثير افعال فضيحهء آن گروه منافق شعار ، غبار ملال و نقار كلال بسيار يافته بود ، نيران قهر و غضب دوزخ لهب اشتعال پذيرفت و امارت مآب شيخ احمد آقا كه از امراى غضب درگاه فلك اشتباه بود مأمور شد به گيلان رفته آثار « كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ » « 1 » ، بظهور رساند و جناب مشار اليه چون به مملكت گيلان داخل شد آنچه مقتضاى غضب و قهر جهانسوز شهريار فيروز بود ، و شيوهاى كه نفس بد آموزش تقاضا مينمود بر آن افزود و بهر موضع كه آوازهء سياست او رسيد ، ترس و بيم به مثابهاى بر زن و مرد آنجا مستولى گرديد كه مكنون « يَوْمَ تَرَوْنَها تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَ تَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَمْلٍ حَمْلَها وَ تَرَى النَّاسَ سُكارى » « 2 » ، به فعل آمد و بعضى زنان را كه اين حالت واقع نشد ، شكم ايشان شكافته بچهها را بدر آورده بر سر نيزه كرد و در بعضى قرى و مواضعى كه نسبت [ 298 ] به آن جماعت داشت ، در قتل و خونريزى بنوعى مبالغه نمود كه در آن ديار ديّار نگذاشت و مضمون بلاغت مشحون كريمه « فَأَصْبَحُوا لا يُرى إِلَّا مَساكِنُهُمْ » « 3 » بظهور رسانيد . شعر زبس رفت آن كشتن از حد برون * بهر سو روان گشت صد جوى خون چسان آيد از باغ آب روان ؟ * درو ريخته ميوه از هر كران بهر سو روان جوئى از خون ناب * سركشته به روى چو ميوه در آب فتاده تن كشته مانند مست * نه سر بر بدن مانده نه پا و دست بهر گوشهاى صد تن افتاده بود * تو گفتى كه مشكى پر از باده بود
--> ( 1 ) - سورهء 55 آيهء 26 ( 2 ) - سورهء 22 آيهء 2 هر دو نسخه : ( يوم تذهل ) به قياس قرآن مجيد تصحيح گرديد ( 3 ) - سورهء 46 آيهء 25 هر دو نسخه : ( الا مساكين ) به قياس قرآن مجيد تصحيح شد